مصاحبه در مورد بازاریابی محتوایی

 

گزارش پادکست قسمت اول « چرایی بازاریابی محتوایی »

این مطلب گزارشی هست در مورد چرایی بازاریابی محتوایی که بعد ازگوش دادن چند باره مصاحبه و حس و حالم در حین مصاحبه نصیبم شد و میخوام باهاتون در میون بگذارم. حتی اگه این گزارش را هم نخوندید چیزی را از دست ندادید و بهتره که یه دفعه برید سراغ خود پادکست. گفتگو را با شکل گیری محتوا و بازاریابی محتوایی شروع کردیم و سوالات اولیه مون برای باز شدن یخ جلسه اینطور شکل دادیم. (هر چند خیلی به شکستن یخ احتیاج نداشت چون که گویا قبلا صحبت های یاور را حس کرده بودم تو نوشته هاش در مورد کانتنت) قبل از اینکه بریم سراغ تعاریف کلیشه ای بازاریابی محتوایی، با این سوال بحث را باز کردم  : آیا اصلا دونستن تعاریف بازاریابی محتوایی مهمه ؟ چقدر لازمه و چقدر به ما کمک می کنه ؟ یاور یه پاسخی بهم داد که خب شاید سالها احتیاج داره که تعاریفی را که در حوزه های مختلف می دونستم را بازتعریف کنم : همه تعاریف بستگی به زمینه ای داره که داریم اونجا موضوع را تعریف می کنیم .  مثلا فردی که نگاه عملیاتی داره بازاریابی محتوایی  را یه جور تعریف می کنه و فردی که به نویسندگی علاقه زیادی داره طور دیگه تعریف می کنه . فردی که سطح عملکردی داره مثلا دیجیتال مارکترها چون با ابزار کار کردند یه طور می بینند و استراتژِیست ها از موضع مدیریتی به موضوع نگاه می کنند . اما در کل تعریف درست و نادرست وجود نداره . مفید بودن تعاریف و اینکه قراره کجا از اونها بهره ببریم حائز اهميت هست . بعدش رفتیم سراغ تعارض و تضاد در مورد علم و عمل ! با این رویکرد به حوزه بازاریابی محتوایی پرداختیم . گویا فاصله ی بین علم و عمل اینجا هم وجود داشت . مفهوم سوالم میشه گفت این بود که چقدر باید یاد بگیریم و بعد به سراغ عمل کردن به اون یادگیری بریم ؟ و کلا وقتی مطالعات و نمونه های موفق خارجی را می خونیم چطوری باید در ایران و کسب و کارمون پیاده سازی کنیم ؟ یاور با یه مثال  توضیح داد. کتاب Epic جو پوليتسي را مثال زد و گفت که کتاب Epic برایند تجارب نویسنده اش (جو پولیتسی)  هست و اگه ما بخوایم از اون تجارب استفاده کنیم ممکنه در contex که اون تجربه ها بدست اومده، دچار خطا بشیم . پس بالاخره چطور و چقدر باید یاد بگیریم ؟ اینجا بود که بحث نیاز مطرح شد و اینکه دنبال یه پاسخ آماده  بودن، آفت یادگیریه و اینجا به نظرم خودش یه شیوه تفکر بود برای نوع یادگیری. اینکه سوال محور باشیم و نه پاسخ محور . سوال محوری، انسان را در ذون نا امن میبره . در مورد راه حل این موضوع هم کلی صحبت شد … دیگه بعد کلی حرفهای بنیادی که خیلی هم لازم بود و تازه کم هم صحبت کردیم (به نظر خودم البته شاید برای شما زیاده روی کردیم)  رسیدیم به تعاریف بازاریابی محتوایی و استراتژی محتوایی و تفاوت این دو. اینجا را یاور با یه مدل پاسخ داد که بسیار هم مفید بود . این تعاریف را درسه لایه بررسی کرد : لایه سازمان ، لایه کسب و کار ، لایه عملکردی . در هر لایه تعاریف متفاوتی را خواهیم داشت . کلا در هر جایگاهی درسازمان هستیم تعاریف و نوع نگاهمون به تعاریف متفاوت میشه . می تونید به این مقاله یاور نگاه کنید و بیشتر راجع بهش بدونید این وسط به نقش مدیر ارشد محتوا در تعاریف استراتژی و بازاریابی محتوایی به عنوان یه راهبر پرداختيم که فکر می کنم یه فایل جداگانه و شاید چند فایل میطلبه که راجع بهش صحبت کنیم . اما خلاصه اش اینکه : این جایگاه شغلی ،  نقش همخوانی و هدایتگری بین این سه لایه فوق الذکر را داره . و البته شغل بسیار مهمیه که در 10 سال آینده طبق روند هایی که وجود داره جای خودش را باز می کنه . و البته در مورد این هم صحبت کردیم که آیا در ایران هم این روند شکل می گیره ؟ که پاسخ یاور مثبت بود و گفت که در گذشته  با تاخیر زمانی 10 ساله این حوزه های جدید در ایران میومد اما این روزها این تاخیر با کمتر از 5 سال  وارد شده و برای مثال چندین کسب و کار در ایران مدیر ارشد محتوا را در سازمان خودشون تعریف کردند . در ادامه  کمی به مهارت های مورد نیاز  مدیر ارشد محتوا پرداختیم و مهمترین شاخص هایی را که باید داشته باشه  را صحبت کردیم . این مورد هم به جلسات زیاد و متعددی احتیاج داره ( ان شا الله در آینده مفصل بهش میپردازیم ) بعد از استراحت کوتاهی از این بحث دل کندیم و یه موضوع مهمی را وسط کشیدیم .

مخاطبو بشناسیم، یه حس خوب براش طراحی کنیم و در نهایت تصمیم گیری را براش آسون کنیم.

قسمت دوم مصاحبه رسیدیم سروقت قلب بازاریابی محتوایی یعنی مخاطب. اینکه چه دغدغه ای داره و چی می خواد بشنوه و چی نمی خواد بشنوه و …خلاصه خیلی داستان دیگه .اینکه  محتوا برای خود محتوا نیست و برای رسیدن به مخاطب مطرح میشه حتی وقتی یه وبلاگ میزنی برای دل خودت مطلب می نویسی آخرش باید یه بازخوردی از مخاطب بگیری .در مورد این صحبت شد که ما اصلا مخاطب عام نداریم و هرچی هست مخاطب خاصه  (همیشه این نگرانی وجود داره که چند نفر مطالب ما را می خونند ؟!) و محتوا را برای همه کاستومایز نمی کنیم . ما قبل از تولید محتوا ، پرسونای مخاطب را ساختیم و صدای خودمون را با اون پرسونا همراستا کردیم و ارزش خاص خودمون را برايش ایجاد کردیم . ما قبل از اینکه بنویسيم به مشکلات مخاطب فکر کردیم و جایی براش مطلب نوشتیم و به این ترتیب اون ما را پیدا می کنه . و این نوشتن و تولید ارزش ادامه دارو دائمی خواهد بود . رسیدیم به نقش تربیتی استراتژیست محتوا و سوال در مورد هدف اصلی بازاریابی محتوایی یاور این طور ادامه داد : مخاطبو میسازیم و حس خوب ایجاد می کنیم و انگیزه اش را زیاد می کنیم . اصلا هدف اصلی بازاریابی محتوایی در ارتباط با مخاطب معنی پیدا می کنه . ایجاد یه حس خوب در مخاطب ،درگیرکردن اون و در نهایت تسهیل کردن انتخاب و تصمیم گیری مخاطب . چقدر نکته ظریفی را یاور گفت که تصمیم گیری برای مخاطب خیلی سخته و شاید یکی از پیچیده ترین و مهمترین کار استراتژیست محتوا همین قسمته . باید بتونیم  قبل از خرید مخاطب حس خوب را در اون ایجاد کنیم . اصلا سختی بازاریابی محتوایی در همین جاست : روند تصمیم مخاطب را قراره عوض بکنه و این خیلی فرق داره با تهاجم به مخاطبی که در فضای آفلاین میبینیم . و قرار نیست همون رفتار و برایند را درفضای آنلاین هم تکرار کنیم . نباید حس کنه داریم یه چیزی بهش تحميل می کنيم . در قسمت آخر هم سوالاتم رفت به سمت اقدامات اجرایی در مورد شروع و اقدامات اجرایی بازاریابی محتوایی که این مورد هم ناتمام موند و حس کردیم چقدر حرف نگفته وجود داره که باید بهش بپردازیم . در پایان میتونید عکس های این مصاحبه را ببینید.  

 

بازاریابی محتوایی چیستیادگیری بازاریابی محتواییمصاحبه بازاریابی محتوایی    

2 پاسخ
    • safaremohtava
      safaremohtava گفته:

      بله واقعا همینطوره. برای شروع یادگیری سفر محتوا ما هم با این گفتگو نقشه راه گرفتیم. البته همین موضوع به دلیل اهمیتش شاید دوباره ادامه اش دهیم.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *